آدم ها وقتی بد بودنشان را آشکار می کنی، از تو ناراحت می
شوند. از تو بدشان می آید.
آدم ها وثتی وجهه ی خوبی که از خود نشان داده اند، خراب می شود، لحظه ای درنگ نمی کنند و به هر دری میزنند که دیگری را مقصر کنند. از تو ناراحت می شوند. از تو بدشان می آید.
آدم ها وثتی وجهه ی خوبی که از خود نشان داده اند، خراب می شود، لحظه ای درنگ نمی کنند و به هر دری میزنند که دیگری را مقصر کنند. از تو ناراحت می شوند. از تو بدشان می آید.
1.
10 ماه قبل: آقای م به خانم م پشت سر آقای ص صحبت می کند،
خانم م چنان برآشفته می شود که پس از 2 هفته بی تابی به آقای ص می گوید. آقای ص تکذیب
کرده. آقای م میگوید کژفهمی بوده. خانم م از آقای ص بابت اینکه آن حرفها را باور
کرده و از آقای م بابت اینکه حرف زده شده را به صاحبش گفته ، عذرخواهی میکند.
{آقای م ، زر مفت زده بود و رسوا شد، آقای ص نیمچه رسوا....
هردو نزد هم به دهن لقی شهره شدند ====> خانم م آدم بده شد و به دهن لقی و زرنگ
بازی نزد همه شهره شد. }
2.
3 ماه قبل: آقای ص با خانم م در مورد رابطه ی آقای م با
خانم الف به طور کاملا اتفاقی صحبت می کند. آقای م به طور تصادفی و به اجبار با
خانم م در مورد رابطه اش با خانم الف صحبت می کند. خانم م طاقت نیاورده و میگوید
" تو غلط کردی" و حرف های شنیده شده از آقای ص را می گوید. آقای م به
نزد آقای ص میرود و شاکی میشود که چرا در مورد من و خانم الف با خانم م صحبت کردی.
آقای ص عذر خواهی میکند و شاکی به نزد خانم م می آید. خانم م از آقای ص بابت اینکه
حرفی که راجع به آقای م بود را به آقای م گفته بود و او را مجبود به عذرخواهی از
آقای م کرده بود و از آقای م بابت اینکه پای حرفی که بهش ربطی نداره نشسته،
عذرخواهی میکند. خانم م به دروغ برای حفظ وجهه ی آقای ص به آقای م می گوید که اصرار زیادی از خودش بوده است. حالی آنکه ذره ای اصرار در مار نبوده است.
{آقای ص رسوا شد، آقای م نیمچه
رسوا.... هردو نزد هم به دهن لقی شهره شدند ====> خانم م آدم بده شد و به دهن
لقی و زرنگ بازی نزد همه شهره شد. }
3.
اکنون: آقای الف با آقای ش به طور کاملا اتفاقی راجع به
خانم م صحبت می کند. آقای ش حرفهای آقای الف را به خانم م می گوید. خانم م از آنجا
که این بار دیگر ماجرا کاملا به او مربوط است و پس از برآشفتگی دو هفته ای به نزد
آقای الف رفته و در پی حرفهای دیگر از اینکه چرا حرف او شده است شاکی می شود. آقای الف به طور کاملا
تصادفی به آقای ش می گوید. آقای ش به نزد خانم م رفته و از اینکه خانم م از آقای
الف شاکی شده، شاکی می شود و این اقدام را به معنای تصدیق گرفتن می گیرد. خانم م
تا کنون بابت اینکه حق خود دانسته که با آقای الف راجع به خودش صحبت کند ، عذرخواهی
میکند. شاید باید از آقای الف هم عذر خواهی کند ولی بابت اش را نمیدانم. کسی از
خانم م عذرخواهی نکرد.
{آقای الف رسوا شد، آقای ش رسوا خواهد
شد .... هردو نزد هم به دهن لقی شهره می شوند ====> خانم م آدم بده شد و به دهن
لقی و زرنگ بازی نزد همه شهره شد. }
در همه ی موارد مذکور آدم ها دهن لقی شان به
دوستشان(!!!) نشان داده شد. اما خانم م آدم بده شده است و به دهن لقی و زرنگ بازی
نزد همه شهره شده است. خانم م مجبور به
عذرخواهی از همه شده است حتی اگر ماجرا کلا و کلا به او مربوط باشد. حتی اگر کمترین حق اش این بوده است که بداند حرفهایش را که می داند و چرا مغرقانه نقل قول شده است.
خانم م بدبخت ترین آدم می باشد.
خانم م بدبخت ترین آدم می باشد.
No comments:
Post a Comment