Wednesday, November 29, 2017

شعرا آیه 13 . تو میتونی کیمیاگر باشی

وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنْطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَىٰ هَارُونَ

انسان در درون خود خنثی نیست. اعتقادات و عواطفش به طور گسترده روی او تاثیر میگذارد. و عالمی در خود دارد که این عالم واسطه ی او و بیرون (واقعیت) است. اینکه انسان از چیزهایی که هست لذت ببرد، شاد باشد، ... به عالم درون او بستگی دارد. توانمندی دیدن و شنیدن و جسم انسان جزو عالم بیرون میشود. 

در این آیه ارتباط سینه و زبان را میگوید. با همه سخنوری انسانها هنوز موانع و ناتوانی در ارتباط گرفتن دارند. این همان ذهن، صدر، دل است که فراتر از سلول است. ضیغ صدر یعنی با اینکه دانش را دارد که انتقال دهد ولی به دلیل تفاوت سطحی که با قوم خود دارد ، نمیتواند ارتباط برقرار کند. 

کمال در این است که بتواند با همه ارتباط برقرار کند. برای معلم این کمال است که علم او در شاگرد خود تجلی یابد. باید برگردد و در آیینه ی خلق، حق را ببیند. پس از سیر الی الحق، باید به خلق برگردد. 

درون انسان یا آدم را به سوی تنگنا و بسته شدن میبرد و یا به سوی باز شدن و کمال میرود. اگر نتواند با خلق خدا ارتباط بگیرد، درون بسته دارد که همان جهنم است. اگر درون وسیع تری داشته باشید. 

انسان کیمیایی است که میتواند تبدیل کند. هرچه از عالم بیرون دریافت میکند، میتواند آنرا مثبت کند. هر آتشی هم برای او فراهم کنند میتواند او را برد و سلام کند مانند ابراهیم. اگر انسان تاریکی را ببیند و بپذیرد، تاریک میشود ولی میتواند خودش چراغ باشد و فضا را روشن کند. من میتوانم خودم خوبی باشم هرچند بدی هست. تو میتونی کیمیاگر باشی. 

Thursday, November 16, 2017

آتشست این بانگ نای و نیست باد / هر که این آتش ندارد نیست باد / مثنوی

مظهریت آتش، ایجاد خلوص وجودی است. همانطور که سنگ معدن را خالص میکند. 
آتشی که موسی میبیند، آتشی نیست که نابود کند بلکه آتش فنای از فنا است یعنی بقا میدهد. تکیه و تعلقات او را میگیرد. که کفش موسی رو میگیرد، عصای او که تکیه گاه اوست میگیرد و تبدیل به حقیقتی با حیات میشود.  عصا را گرفت و در او دمید و زنده شد. میگوید این چیست در دستت؟ یعنی استفهام انکاری است. یعنی بنداز عصا را. 
این آتش است صیقل میدهد. اگر کسی آن دم را دریافت نکند، از آتش وقت رنجش را میگیرد. و در جهنم میماند. 

مظهریت دیگر آتش، حرارت و گرما در برابر افسردگی است. آتش دم دارد و اتصال به صاحب دم دارد. 

روح شهوت، روح قوت و روح حیات را همه دارند. کسی که ایمان دارد، روح ایمان هم دارد که میتواند در برابر فشارها مقاومت کند و از افسردگی دورتر است. فراتر از آن روح قدس را دارند. و نقصان ندارد. (آیه السابقون السابقون)

مظهریت دیگر آتش، گرما در برابر خامی است. انسان را پخته تر میکند. کسی که به محبت میرسد. انسان را زیبا میکند. حنبه ی الههی انسان را نشان میدند. 

اگر کسی واقعیت وجودی خودش را درک نکرد و به ظرفیت های وجودی خودش برسد. 

در عمل چه باید کرد؟

آدم ایمان خود را تقویت کند. باورهای آدم مهم است، امیدواری به خود بدهد. اتصالاتی که بتونه این روح رو تقویت کند. یاد خدا داشته باشد. همنشینی با خدا داشته باشد. با ذکرخدا چیزهای دیگر را فراموش کند. یاد خدا، یاد حقیقت حیات، حقیقت قوی و غنی است. در این یاد بالاتر از رنجها قرار میگیریم. 
آدم رنجها رو بیهوده نبینه و معنی دار ببینه. مانند مادر که رنجهایی که از برزندش میکشد شیرین میبیند، زیرا آنرا بیهوده نمیبیند. باروری و رشد را میبیند. پس رنجش شیرین میشه. میتوان دید که زندگی معنی دار است. کسی هست که ما را نگاه میکند و بیهوده نیست اینها. 

Thursday, November 9, 2017

مثنوی 2

اصل اول: پیشینه که ماداریم که هیچ وقت پیر نمیشود. و همه خیری که تنزل یافته اش را میبینیم، گوشه ای از خوبیهایی است که در اصل ماست

اصل دوم: یه حجاب و فاصله ای بین انسانها هست و هرکسی از دید خود و ظن خود با دیگری مینشیند. به خاطر محجور شدن از اصل، بین انسانها و کسی که اصل در او ظهور کرده است.

اصل سوم: اصل به فرع نزدیک است ولی فرع از اصل دور است.

Wednesday, November 8, 2017

ذهن در قران

حجاره:

هیزم های جهنم انسان و سنگ است. منظور اعتقادات انسان است. 

سوره اسرا آیه 50:

انسان آنچه را که به او عقیده داره رو خلق میکند و عقیده او ، او را خلق میکند چرا که زندگی و رفتارش متفاوت میشود. 
اگر خدای او سنگ است، خودش سنگ میشود. چه طور چیزی از او بجوشد؟ او را بسته، محجور کرده. 
اگر خدایش رحمتش از غضبش بیشتر است، ناگزیر خودش هم رحمتش زیاد میشود. 
در ذهن او چه چیزی بزرگ است؟ خودش نیز همان میشود. 
اگر خدای من محبت میورزد، برگی میرویاند، آفرینش دارد، بصیر است.... اگر این خدا در من بزرگ است، من هم می آفرینم، محبت میکنم. من هم مثل او میشوم. 
بهشت، سرسبزی که نماد حیات است دارد نه برگ. پس خود ماست.
انسان باید به آگاهی های خودش آگاهی داشته باشد.