امروز تولدم است. وارد 30 سالگی میشوم. تمام نوتیفیکیشن ها را خاموش کرده ام، مبادا کسی به زور یادش بیاید. خارج از انتظار نبود. خانواده که بهترین اند. البته بی انصافی است که نگویم این بروبچه ها ی جدید پریروز از من پرسیدند که آخرهفته چه کاره ای؟ گفتم کلیولند ممکنه نباشم. همین . حوصله ندارم. حوصله ی تظاهر را دیگر ندارم. دارم فکر میکنم که دوست دارم در 30 سالگی چه کارهایی انجام بدهم. فکر کنم جز مسافرت و کمپ چیز دیگری فعلا در لیست ام نباشد.
از همه که بگذریم دیروز دکتر رم. ایمیل زد که دارد استارتآپ راه میندازد و دنبال نیرو. من هم به امین ایمیل زدم. پاسخ داد و تولدم را تبریک گفت. هنوز هم دلم میلرزد وقتی اسمش بالا در ایمیل ام ظاهر میشود. ننوشتم ولی ایران که بودم هم تا زنگ زد دلم لرزید. شاید اگر ایران بودم، دوستان خوبی میشدیم. دل لرزان :)))
No comments:
Post a Comment