Thursday, November 16, 2017

آتشست این بانگ نای و نیست باد / هر که این آتش ندارد نیست باد / مثنوی

مظهریت آتش، ایجاد خلوص وجودی است. همانطور که سنگ معدن را خالص میکند. 
آتشی که موسی میبیند، آتشی نیست که نابود کند بلکه آتش فنای از فنا است یعنی بقا میدهد. تکیه و تعلقات او را میگیرد. که کفش موسی رو میگیرد، عصای او که تکیه گاه اوست میگیرد و تبدیل به حقیقتی با حیات میشود.  عصا را گرفت و در او دمید و زنده شد. میگوید این چیست در دستت؟ یعنی استفهام انکاری است. یعنی بنداز عصا را. 
این آتش است صیقل میدهد. اگر کسی آن دم را دریافت نکند، از آتش وقت رنجش را میگیرد. و در جهنم میماند. 

مظهریت دیگر آتش، حرارت و گرما در برابر افسردگی است. آتش دم دارد و اتصال به صاحب دم دارد. 

روح شهوت، روح قوت و روح حیات را همه دارند. کسی که ایمان دارد، روح ایمان هم دارد که میتواند در برابر فشارها مقاومت کند و از افسردگی دورتر است. فراتر از آن روح قدس را دارند. و نقصان ندارد. (آیه السابقون السابقون)

مظهریت دیگر آتش، گرما در برابر خامی است. انسان را پخته تر میکند. کسی که به محبت میرسد. انسان را زیبا میکند. حنبه ی الههی انسان را نشان میدند. 

اگر کسی واقعیت وجودی خودش را درک نکرد و به ظرفیت های وجودی خودش برسد. 

در عمل چه باید کرد؟

آدم ایمان خود را تقویت کند. باورهای آدم مهم است، امیدواری به خود بدهد. اتصالاتی که بتونه این روح رو تقویت کند. یاد خدا داشته باشد. همنشینی با خدا داشته باشد. با ذکرخدا چیزهای دیگر را فراموش کند. یاد خدا، یاد حقیقت حیات، حقیقت قوی و غنی است. در این یاد بالاتر از رنجها قرار میگیریم. 
آدم رنجها رو بیهوده نبینه و معنی دار ببینه. مانند مادر که رنجهایی که از برزندش میکشد شیرین میبیند، زیرا آنرا بیهوده نمیبیند. باروری و رشد را میبیند. پس رنجش شیرین میشه. میتوان دید که زندگی معنی دار است. کسی هست که ما را نگاه میکند و بیهوده نیست اینها. 

No comments:

Post a Comment